سوژه ها

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان سسکي امير
 

1 . داستان سکس امیر و اکرم | داستان سکسی
‎14 جولای 2010 … داستان سکس امیر و اکرم. luglio 14, 2010 di iransms. اكرم از فاميلهاي ماست البته https://iranaks.wordpress.com/2010/07/…/داستان-سکس-امیر-و-اکرم/نسبت دوري داريم اما رفت و آمدمون زياده و با هم صميمي هستيم البته در خصوص مسائل
سكسي زياد با هم شوخي نميكرديم اكرم حدود 10 سال از من بزرگتره يعني يه زنه 35 / 36
ساله خيلي خشگل و با حاله اندام تحريك كننده اي داره تا حالا چند بار پيش …
 

2 . معصومه خانم مامان امیر | شهوانی
‎20 سپتامبر … معصومه خانم مامان امیر. سلام اولین باری هست که خاطره مینویسم میخوام اولین سکسم با hotgram4.filmiro.com//09/20/…/4906780649966272557.htmlمامان دوستم رو بنویسم منو امیر از بچگی باهم دوست بودیم ما تویکی از شهر های شمال
زندگی میکنیم ….. جوجو یه بار دیگه دروغ بگی همچین میکنمت ک یه جای داستان رمان
عاشقانه بنویسی …. حتما داستان سکس امیر با مادر و خواهرت رو نشتی؟
 

3 . داستان خفن من و دختر خالم فهیمه – فارس پاتوق
‎28 مه … داستان من و فهیمه داستان من و دختر خالم داستان ازدواج من داستان از اینجا شروع میشه که www.farspatogh.ir/threads/71296/یه روز من تو دفتر کارم بودم که یهو دیدم گوشی زنگ خورد، دیدم فهیمس…
 

4 . داستان منو خاله نازی – فارس پاتوق
‎8 مه … داستان من و خاله جون داستان منو خاله من داستان رو از زبون دوس پسرم امیرعلی تعریف
میکنم، زمانی که ۲۲ سالش بوده. الان خیلی از اون جریان گذشته تقریبا ۳…
 

5 . Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 46 – انجمن لوتی
‎خلاصه اين داستان سکسي من با فريبا از بي کس شدن شروع شد.فريبا فوق ليسانس
زبان بود و درس ميداد اونم اکثر اوقات خونه بود.فريبا چون دانشگاه رفته بود و به
اصطلاح ازاد فکر شده بود خيلي راحت در مورد خيلي از چيزها با هم صحبت ميکرديم يا ي
فيلم با صحنه هاش با هم ميديديم.خلاصه بينمون خيلي گرم شده منم يواش يواش اون حس
گم شده …
 

6 . داستان سكس با اعظم – داستان سکسی – WordPress.com
‎23 آوريل 2008 … سکس با اعظم این داستان رو دوست خوبم امیر فرستاده که ازش ممنونم اون روز هم مثل هر https://hotweblog.wordpress.com/2008/04/23/داستان-سكس-با-اعظم/روز داشتم تو نت وقت كشي ميكردم كه يكنفر با ايدي دخترانه برام پيام داد و خواست كه
خودمو معرفی کنم منم خودمومعرفي كردم اونم گفت كه اسمش اعظم جنوب زندگي ميكنه
و22سالشه از من خواست كه…
 

7 . داستان بهشت قسمت دهم | داستان های بدون سانسور
‎23 جولای 2010 … میخوام بگم توی این مدت کوتاه اینقدر بهم حال دادی که امیر نتونسته توی تمام دوران https://beautyshining.wordpress.com/2010/…/داستان-بهشت-قسمت-دهم/ازدواجمون اینقدر بهم حال بده …. هیچ فکر نمیکردم یک روزی اینجوری باکس دیگه ای
غیراز امیر سکس داشته باشم واینقدر لذت ببرم….. حالامیفهمم چرا اغلب زنهای شوهردار
رفیق ودوست مرددارن …… البته من غیراز تووامیر هنوزباهیچ مرددیگه ای …
 

8 . داستان بهشت قسمت هشتم | داستان های بدون سانسور
‎23 جولای 2010 … منیربعداز سرکشیدن یک نصفه لیوان مشروب درحالیکه شرت پرستورا پائین https://beautyshining.wordpress.com/…/داستان-بهشت-قسمت-هشتم/میکشید گفت امیر جون جداً پرستو رٌک ورون وکون خوشگل وسفیدی داره….. نه تنها
محسن وتو، بلکه هرمردیانرینه ای حق داره عاشق گائیدن این کون به این خوشگلی بشه!…
خیلی ازمردائی که کون میکنن ومن حداقل میشناسمشون میمیرن واسهً واسهً همچو …
 

9 . داستان سک سی خانم شدن یک دخنر WOW | ..:: خفن ترین عکس و کلیپ …
‎14 مه 2008 … يكي دو قدم برداشتم و نميدونم چي شد كه افتادم روي امير . هر دومون دلمون رو گرفته بوديم https://hot3gp.wordpress.com/…/داستان-سک-سی-خانم-شدن-یک-دخنر-wow/از خنده و خلاصه رفتم توي آشپزخونه . وقتي برگشتم ديدم امير خان فيلم سوپر
گذاشته و بلوزش رو هم درآورده و داره نگاه ميكنه . بقیه داستان در ادامه مطلب. منم خودمو لوس
كردم و گفتم امير اينكارا يعني چيه؟ تا اين حرفو زدم بلند شد و يه لبي …
 

10 . سکس گروهی با خواهرم شراره | داستان سکسی
‎10 جولای 2010 … سلام.من امیر هستم و 22 سالمه. راستش من توی تمام این مدتی که از زندگیم می گذشت هیچ https://parsgfx.wordpress.com/2010/…/سکس-گروهی-با-خواهرم-شراره/وقت با هیچ زن و دختری سکس نداشتم و همیشه حسرت یه سکس خوب رو تو دلم داشتم ولی
 







NS